عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
75
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
و امّا گفتار قعقاع بن محمّد بن زراره « 34 » دربارهء پسرش عوف « 35 » : « به خدا سوگند آنچه از صفات جنّ در وى مىبينم ، بيشتر از صفات انسان است » ( - آن گفتار ) بر سبيل تمثيل ، و تشبيه و مبالغه در وصف است ؛ همانند آنچه در اشعار عرب از آن قبيل وارد شده است ؛ ابو الجويريّة العبدى « 36 » ، در حالى كه قومى را وصف كرده ، گفته است : [ از بحر بسيط ] 49 إنس إذا أمنوا ، جنّ إذا فزعوا * مرزّءون بها ليل إذا حشدوا « 37 » و لبيد بن ربيعه « 38 » گفته است : [ از بحر كامل ] 50 غلب « 39 » تشذّر فى الذّحول عليهم * جنّ البدىّ رواسيا أقدامها « 40 » و نابغه ذبيانى « 41 » گفته است : [ از بحر كامل ]
--> ( 34 ) - آن كلام را جاحظ در الحيوان ، ج 3 ، ص 93 و ج 6 ، ص 236 ياد كرده است . ( 35 ) - يكى از افراد قبيله تميم در حالى كه او را مدح مىكند گفته است : بحقّ امرئ سرو عتيبة خاله * و انت لقعقاع و عمّك حاجب درارى نجوم كلّما انقضّ كوكب * بدا كوكب ترفضّ عنه الكواكب ( 36 ) - او عيسى بن أوس بن عصيه ، يكى از افراد طايفه بنى عامر بن معاويه ، عبد اللّه بن مالك است ، و نسب او به عبد القيس مىرسد ، و اين ابو الجويريّة ، غير از ابو الجويريّة عنزى است ( معجم الشعراء ، ص 95 ، و الحيوان ، ج 6 ، حاشيه ص 180 ) . ( 37 ) - الحيوان ، ج 6 ، ص 180 . ( 38 ) - او لبيد بن ربيعة بن مالك ، شاعر بزرگ جاهلى - اسلامى است ( الشعر و الشّعراء ، ج 1 ، ص 195 ) . ( 39 ) - در شرح القصائد التسع المشهورات ، ج 1 ، ص 433 به رفع « غلب » نيز روايت شده است . - م . ( 40 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در ديوان او ، ص 317 ، و شرح المعلّقات السبع ص 144 « بالذحول كانّها » ( بجاى فى الذّحول عليهم ) ضبط شده است . ( 41 ) - او زياد بن معاويه ، يكى از شاعران طبقه اول است ، ابن سلّام وى را پس از امرؤ القيس و پيش از زهير و اعشى شمرده است ، ( براى شرح حال او الشّعر و الشّعراء ، ج 1 ، ص 92 ملاحظه شود ) .